در حال بارگذاری ...
  • یادداشت صدرالدین زاهد به بهانه برگزاری کارگاه های عملی بازیگری در سیرجان

    تئاتر نه تنها کار گروهی و عمل فرد در گروه٬ بلکه عمل فشردن٬ و عمل گزیده گویی است.

    صدرالدین زاهد: روز پنجشنبه سیزدهم تیر ماه ۱۳۹۸، از ساعت ۱۰ صبح تا ۱۱:۳۰،  درهای بسته « کارگاه های عملی بازیگری » سیرجان در پلاتوی تئاتر فرهنگسرای شورای سیرجان، به روی عموم باز خواهد شد. در این همایش ما خواهیم کوشید تا مفهومی روشن و عملی از کار گروهی در تئاتر را در معرض دید همگان قرار دهیم. اما هدف از برگزاری این « کارگاه های عملی بازیگری » چیست؟ در تئاتر کار  گروهی به چه معنی است؟ آیا دور هم جمع شدن و نان و پنیر و سبزی خوردن و احیانا دو سه نمایش را به صحنه بردن، کار گروهی محسوب می شود؟  و ما می توانیم به این افراد دور هم جمع شده نام و عنوان گروه بدهیم؟  

    گروه یاری و کمک همه افراد شرکت کننده در کار گروهی را طلب می کند. این افراد در صورتی می توانند در این کار دسته جمعی مثمرثمر باشند که ضمن حفظ خصوصیات و توانائی های فردی خویش٬ تابع قوانین و  قواعد کار گروهی در تئاتر باشند. فراگیری قواعد کار گروهی در تئاتر، مستلزم ممارست و انجام دادن هر روزه ی سلسله تمرین هایی است که به مرور زمان، ملکه ی ذهن و روان و بدن بازیگری خواهد شد که برای مدتی طولانی این تمرین ها را سرلوحه ی کار روزانه خویش قرار داده باشد. اولین کاری که در این کارگاه های روزانه انجام خواهیم داد تهی کردن بازیگر از من خویشتن است٬ و تفهیم اینکه  «ما» - یعنی گروه - در تئاتر تقدم اولیه را دارد. تداوم و  ممارست هر روزه ی بازیگران در کار بدنی گروهی که تحت عنوان «نرمش های بدنی » - و نه ورزش و اندام سازی - انجام خواهد شد٬ اولین درس برای کارآموزان بازیگری در زمینه کار گروهی خواهد بود. آنها در این تمرین ها در خواهند یافت که تنها نیستند٬ که رشد بدنی و ارتباطی آنها در رابطه تنگاتنگی با رشد بدنی و ارتباطی دیگر همکاران آنها در گروه قرار دارد. آنها در این تمرین ها در خواهند یافت که همانقدر که گفت و گوی کلامی بازیگران بر صحنه - که از متن نمایشی می آید - اهمیت دارد؛ تبادل و گفت و گوی بدنی بازیگران بر صحنه نیز حائز اهمیت است. کارآموزان خواهند آموخت که به همان نسبت که تسلط هر چه بیشتر بازیگر بر متن رهایی و آزادی او را تضمین می کند و او را قادر می سازد که بر صحنه طبیعی تر و حاضر جواب تر باشد و همانند بازی پینگ پنگ٬ توپ کلامی را به همانگونه که دریافت می کند با همان شدت و حدت پاسخ دهد؛ تسلط بدنی بازیگران با شناختی که از بدن خویش در ارتباط کار گروهی با دیگر بازیگران پیدا می کنند٬ هم به آنها امکان خواهد داد که تبادل گفتگوی بدنی سریع وهماهنگی با یاران صحنه ای خویش داشته باشند. تسلط بازیگر بر بدن خویش نه تنها وقوف او بر امکانات بدنی خویش است٬ بلکه به همکارانش نیز اجازه خواهد داد که با امکانات و توانایی‌های بدنی او آشنا شده و  بازی گروهی را با توجه به امکانات بدنی او پیش برند٬ و او را به گونه ای به بازی بگیرند که نقصانی در بازی و کار گروهی پیش نیاید. کار بدنی ِ گروهی، مسابقه ورزشی نیست؛ بلکه هماهنگی گروهی است که در آن هر بازیگر با توجه به توانایی های بدنی خویش در آن شرکت می کند؛ بی آنکه در این شراکت، اهمال و تن پروری و سستی و کاهلی جایی داشته باشد. بهمین ترتیب او در تمام زمینه های کار گروهی به این آگاهی خواهد رسید که در تئاتر رشد فردی او منوط و وابسته به کار گروهی است که در گروه انجام می شود. او تافته جدا بافته نیست٬ رشد و نمو او در گروه در گرو کار گروهی است. هر چقدر امکانات و رشد گروه توسعه یابد و فزونی یابد؛ به همان نسبت هم رشد و نمو او بیشتر و امکان جولان دادنش بیشتر خواهد بود.

    تآتر بازسازی قلب شده ی واقعیت است. بازیگر فقط با شناخت ترکیب ساختمانی کار گروهی است که قادر خواهد بود هر آنچه را که قلب شده است همانند جادوگری به واقعیت بدل سازد. بازیگر بر صحنه نمی تواند هر کار و هر عملی را که دلش خواست انجام دهد - همان طور که نمی تواند هر کلامی را که دلش می خواهد بگوید. نمایش نامه چهارچوبی کلامی برای او تعیین کرده است - انگیزه کلام بدنی او را همقطاران گروهی او بر صحنه تعیین می کنند. انگیزه حسی و بدنی و کلامی آنان است که تعیین کننده عمل بدنی اوست. به همین نسبت هم انگیزه اوست که برای دیگر بازیگران تعیین کننده خواهد بود. این کنش و واکنش متقابل در تمام زمینه های کار گروهی مصداق دارد. از کار صوتی و تنفسی گرفته تا کار حسی و هماهنگی و ضربی(ریتم)  و غیره... 

    تمرین های هر روزه صدایی٬ صوتی٬ حسی٬ ضربی یا ریتم و بسیاری از تمرین های هماهنگی گروهی در تفهیم این کار گروهی نقشی اساسی دارند. همانطور که تمرین های با خیزران و توپ٬ یا تمرین های آینه می توانند کمک به تشکل کار گروهی بنمایند. 

    در عین حال ما می دانیم که این فرد است که گروه را می سازد. این وحدت وجودی اوست که وحدت جمعی بازیگران و بالمآل وحدت جمعی تماشاگران را در سالن تآتر سرانجام می دهد. ایجاد وحدت جمعی در بین تماشاگران، برای بازیگری امکان پذیر است که خود از پراکندگی به دور باشد. تمرکز وحدت اوست که « ما » را متمرکز می کند. شوق سراپا هماهنگ اوست که وجد دسته جمعی ما را حاصل می نماید. اگر بازیگری این یگانگی را در خود نشناخت، که قدم او حرفی و سر او حرفی دیگر، نگاه او چیزی و زبان او چیزی دیگر گفت؛ این بازیگر نه تنها در وحدت وجودی خود، که در وحدت جمعی با دیگر همکارانش هم در اشکال است. 

    بنابراین می بینیم که تمرین های هر روزه ی کار کارگاهی نه تنها در جهت تحکیم و تشکیل و رشد گروه موثر است؛ بلکه در رشد فردِ عامل تشکیل دهنده گروه هم موثر واقع خواهد شد. این بدان معنی است که یک رابطه تنگاتنگ دو جانبه بین فرد و گروه در این کارگاه ها ایجاد خواهد شد که هم سازماندهی گروهی را همراه دارد و هم وحدت وجودی فرد را سامان می دهد. وحدت وجودی که بازیگر را قادر می سازد تا نقاب دروغین زندگی روزمره را به دور اندازد و از آنچنان شفافیت و پالودگی برخوردار شود که همانند آئینه ای انعکاس من تماشاگر را در خویش داشته باشد و آئینه گفتار و پندار و کردار من شود.

    تئاتر نه تنها کار گروهی و عمل فرد در گروه٬ بلکه عمل فشردن٬ و عمل گزیده گویی است. ما در این کلاسهای عملی - تأکید می کنم عملی٬ و نه نظری - به کارآموزان خواهیم آموخت که در درجه اول انضباط در کار گروهی دقتی را به همراه خواهد داشت٬ که خود این دقت خود بخود ما را از اعمال بیهوده و غیر ضروری باز خواهد داشت. دیگر اینکه با تمرین های مشخصی به هنرجویان خواهیم آموخت که عمل و حرکت آنها بر صحنه همانند عمل طراح و نقاشی است که طرحی بر صفحه ای سفید می زند؛ هر چقدر او طراحی خود را از خطوط اضافی یا پارازیت پالایش دهد٬ طرح اصلی او مشخص تر و گویاتر خواهد بود؛ بهمین نسبت نیز هر چقدر بازیگر بر صحنه و در حضور و جمع بازیگران از اعمال و حرکات و سکنات بیهوده و اضافی دوری جوید٬ عمل بازیگری او و عمل جمعی بازیگران موثرتر و قاطع تر خواهد بود. او در خواهد یافت که همانطور که نمایش نامه نویس برای بیان زندگی شاه لیر و شرح وقایع غم انگیز زندگی او باید آنچنان گزینشی انجام دهد که نمایش نامه او ساعتها و روزها و هفته ها به درازا نکشد؛ او نیز در ارایه این زندگی بر صحنه باید آنچنان گزیده گویی حسی و حرکتی را اعمال کند که عمل صحنه ای او گویایی و برنده گی تام و تمامی داشته باشد. او با به دور ریختن زائده ها و پارازیت ها بر هر آنچه اساسی است تکیه خواهد کرد و در تفهیم و فهم مطلب به تماشاچی کمک موثری خواهد نمود.  ما با تمرین های مشخص و بازی های گروهی به کارآموزان بازیگری تفهیم خواهیم نمود که هر عمل یا حرکت اضافی و نابجا این بازی های  دسته جمعی را دچار اخلال، و حتی توقف خواهد نمود؛ ضرب آهنگی را رعایت ننمودن ریتم جمعی کار را بهم خواهد ریخت؛ و کلام یا حرکتی را به درستی و به موقع جواب ندادن مفهوم نمایشی کار صحنه ای را مضمحل خواهد نمود. در نهایت کارآموزان در خواهند یافت که در کار ساختمانی نمایشی بر صحنه همانقدر که کوشش ها و استعداد فردی بازیگران اهمیت وافر دارد؛ این استعداد فردی بدون کار گروهی و دسته جمعی محلی از اِعراب ندارد.

     




    مطالب مرتبط

    در نشست نقد و بررسی تئاتر «این حیوان شگفت‌انگیز» مطرح شد

شما شاهد یک نمایش نبودید!
    در نشست نقد و بررسی تئاتر «این حیوان شگفت‌انگیز» مطرح شد

    شما شاهد یک نمایش نبودید!

    نمایشی است که گابریل آروت آن را بر اساس داستان‌های کوتاه آنتوان چخوف نوشته، سپس صدرالدین زاهد آن را به فارسی برگردانده و بعد از اقتباس، آن را در اختیار امیرحسین طاهری قرار داده است تا با هم آن را کارگردانی کنند.

    |

    به همت گروه تئاتر باران:

«ماندن» در سیرجان به روی صحنه می رود
    به همت گروه تئاتر باران:

    «ماندن» در سیرجان به روی صحنه می رود

    به گزارش تئاتر کرمان، به همت گروه تئاتر باران شهرستان سیرجان نمایش «ماندن» به نویسندگی مهدی میرباقری و کارگردانی رضا زندوثوقی از 4 دی ماه به مدت ۲۰شب در تالار فردوسی سیرجان به روی صحنه می رود. دراین نمایش ...

    |

    صابر سلطان احمدی کارگردان نمایش «لالایی بر زمین سوخته»

هنر در ذات هنر اتفاق می افتد
    صابر سلطان احمدی کارگردان نمایش «لالایی بر زمین سوخته»

    هنر در ذات هنر اتفاق می افتد

    به گزارش تئاتر کرمان، صابر سلطان احمدی با نمایش «لالایی بر زمین سوخته» از سیرجان در سی امین جشنواره تئاتر استان کرمان شرکت کرده است. سلطان احمدی درباره نمایش «لالایی بر زمین سوخته» می گوید : این ...

    |

    «صدرالدین زاهد» از اجرای افسانه ببر در کرمان می گوید

افسانه ببر در استان کرمان
    «صدرالدین زاهد» از اجرای افسانه ببر در کرمان می گوید

    افسانه ببر در استان کرمان

    «صدرالدین زاهد» که او را به‌عنوان یکی از بنیان‌گذاران سالن چهارسوی تئاتر شهر می‌شناسیم، از سال۱۳۵۸ از ایران رفت و در فرانسه به فعالیت خود در حوزه تئاتر ادامه داد. او سال گذشته به ایران بازگشت و نمایش «افسانه ببر» را در قالب سی‌وششمین جشنواره بین‌المللی تئاتر فجر روی صحنه ...

    |

    نقدی بر نمایش «مرگ در نمی زند» به کارگردانی حامد سالاری

سیاه دارد عاشق می‌شود
    نقدی بر نمایش «مرگ در نمی زند» به کارگردانی حامد سالاری

    سیاه دارد عاشق می‌شود

    «مرگ در نمی‌زند» دومین نمایش سیاه بازی یک سال اخیر سیرجان است. پس از «نازکنیز» که با استقبال خوب تماشاگران همراه بود، این بار حامد سالاری که در نمایش قبلی بازیگر بود، تصمیم گرفت اولین تجربه کارگردانی خویش را با سیاه‌بازی کلید بزند.

    |

    نظرات کاربران